تبليغاتX
کلبه تنهایی

من میخواستم که با تو بمونم تا همیشه .... اما تو رفتی و نگفتی عاقبت این دل من چی میشه .

 

باز شب شد چقدر تنهايم                      گفته بودي كه شبي مي آيم

باز شب شد و از پنجره ام                   همچنان راه تو را مي پايم

كنج اين پنجره ها شب همه شب             منم و گريه و هاي و هايم

پشت اين پنجره ها تا به سحر                پنجه بر پيكر شب مي سايم

نكند بيهوده عمر خود را                      پشت اين پنجره مي فرسايم

نكند بيهوده تكرار شود                        قصه ي چشم به راهي هايم

باز چون ديشب و شب هاي دگر             مي روم پنجره را بگشايم

باز شب شد شب و از پنجره ام              همچنان راه تو را مي پايم...

 

تا کدوم ستاره دنبال تو باشم
تا کجا بی خبر از حال تو باشم
مگه میشه از تو دل برید و دل کند
بگو می خوام تا ابد مال تو باشم
از کسی نیس که نشونی تو نگیرم
به تو روزی میرسم من که بمیرم
هنوزم جای دو دستات خالی مونده
تا قیامت توی دستای حقیرم
خاک هر جاده نشسته روی دوشم
کی میاد روزی که با تو روبرو شم
من که از اول قصه گفته بودم
غیر تو با سایه م نمی جوشم

 

 

 

نوشته شده توسط فاطمه در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 ساعت 11:26 | لینک ثابت |

من و تو

من نشستم

 تو فریبی

من بریدم

تو رسیدی

من تو فکر بال پرواز

تو ستاره هاتو چیدی

 بسه انتظار کشیدن

این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

 اگه تا اینجا رسیدم

اگه دستام تا قیامت

ساکت و شکسته باشن

 اگه پاهای نحیفم

به زمین نشسته باشن

توی این روزای هفته

 یه سری به ما بزن

 غم دوریت از دلاتون

خیلی سخته

 واسه من توی این روزای هفته

 یه سری به ما بزن

غم دوریت از دلاتون

 خیلی سخته

واسه من بسه انتظار کشیدن

این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم ا

گه تا اینجا رسیدم

بسه انتظار کشیدن

 این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

اگه تا اینجا رسیدم

بسه انتظار کشیدن

 این همه تو رو ندیدن

 هنوزم پر از امیدم

 اگه تا اینجا رسیدم

 

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 19:32 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 9:17 | لینک ثابت |

گفتم دوستت دارم !

چه صادقانه پذیرفتی !

 

 چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !

 

چه ابلهانه ! با تو خوش بودم !

 

چه کودکانه ! همه چیزم شدی !

 

چه زود !

 

به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی !

 

چه ناجوانمردانه !

 

نیازمندت شدم ! چه حقیرانه !

 

 

واژه غریبه خداحافظی به من آمد !

 

چه بیرحمانه !

 

من سوختم ! ............

 

 

ولی هنوز هم دوستت دارم .

 

 اینو هیچوقت فراموش نكن

 

تقديم به او كه دوست داشتنم را باور نكرد

والنتاين مبارك گلم

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 ساعت 9:9 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
فهرست اصلی
پیوندها
دوستای مهربون(سعیدو محدثه جون)
دوست مهربون(نیلو جون)
دوست مهربون(فرشته جون)
دوست مهربون(مهدی جون)
دوست مهربون(سعید جون)
دوست مهربون(خاکستر عشق)
دوست مهربون(غزل جان)
دوست مهربون(سانیاس جون)
دوست مهربون(بهونه جون)
دوست مهربون(امیر جان)
دوست مهربون(هانا جون)
دوست مهربون(صابر جون)
دوست مهربون(ساناز جون)
دوست مهربون(معصوم جون)
دوست مهربون(سکوت عشق)
دوست مهربون(محمد جون)
دوستای مهربون(حسین و مریم جون)
دوست مهربون(المیرا جون)
دوست مهربون پارمیدا( جون)
:: قالب بلگفا ::
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها! لینک RSS

طراحی وب سایت تجاری و قالب وبلاگ

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط فاطمه محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.